• وبلاگ : لــعل سـلـسـبيــل
  • يادداشت : بارون مياد جرجر!
  • نظرات : 43 خصوصي ، 40 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    كيف كردم!

    شايد اسن راحت ترين و بهترين جمله براي ابراز احساس صاف و صادقانه براي اين طنز زيبا باشد! پست قبل را كه من ترجيح مي دهم اسمش را براي خودم بچه ي مردم بگذارم يك جهش دوباره بعد از مدتي رخوت براي هاجر ماست! هاجري كه عروسي داره و در داشتني باقي قضايايش جاي بحث و تامل رندانه اي باقي مي ماند

    اتفاقا من معتقدم كه براي بالا رفتن از يك سربالايي بد نيست ادم از يك سرازيري كوچك كمي پايين بياد تا اگر چه كمي پتانسيلش كم مي شود براي جهش و صعود به سطحي بالاتر و اثر بخش تر از تاثيرگذاري قرار بگيرد

    راستش اين همين چيزي است كه من در ادبيات و قلم هاجر مي بينم و حقيقتا دوست دارم اين نوشتن را. نه! بهتر بگويم كه شيفته اش هستم

    ادبيات نو و البته نوپايي كه هاجر عزيز به كار مي برد بهترين تعبيرش از ديد من، داستانكي است كه بازيت مي دهد و آخر چيزي را ناگهاني مي گذارد كف دستت.!

    خنده جزء لاينفك خيلي از اين داستانك هاست اگرچه آدم آخرش خيلي وقت ها مي ماند از ذكاوت اين هاجر در انتخاب موضوع و بيرون كشيدن موضوعاتي كه همه ي ما اگر چه مي دانيم و شنيده ايم (مثل همين شعر) ولي نحوه ي برخورد هاجر است كه ذوقمان را شعفناك مي كند!

    خلاصه دستت درد نكند لعل سلسبيل

    يادم رفت باز انگار

    سلام